الفيض الكاشاني

24

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

--> - نقل از ص 320 الغدير مجلد 11 - ترجمتا مولى محمد طاهر بن محمد حسين شيرازى پس نجفى ، پس قمى « يعنى اصلا شيرازى بوده و سپس مقيم نجف گشته و پس از آن مقيم قم بوده كه البته با سمت شيخ الاسلامى قم » كه در امل الآمل در شرح وى چنين آمده است : از اعيان فضلاء معاصر « نويسنده كتاب امل الآمل سيد على خان مدنى » عالم محقق مدقّق ، ثقه و فقيه متكلّم و محدّث جليل القدر و عظيم الشأن ، محمد طاهر از سيد نور الدين على روايت كرده ، يعنى شيخ وى سيد نور الدين على بوده و شيخ نور الدين اخبارى از محمد طاهر روايت كرده است « البته مراد از شيخ نور الدين ، نور الدين محمّد بن مرتضى بن محمد مؤمن بن شاه مرتضى برادرزاده فيض است » گويد اجازه نور الدين را در پشت كتاب وافى فيض شيخ رازى ديده همچنين علامهء مجلسى نيز علاوه بر فيض از محمد طاهر روايت كرده و اين اجازه به خط محمد طاهر مورخ به سال 1086 ه ق است آنگاه علامه امينى رحمه اللّه ادامه داده كه از نور الدين هم محمد محسن فيض كاشانى روايت كرده « البته اين اشتباه بزرگى است كه مرحوم مشكات بيرجندى نيز در مقدمهء محجة البيضاء نيز مرتكب شده‌اند اللهم اغفر هما زيرا قضيه كاملا به عكس است و در مقدمه ذكر شده كه مولى نور الدين محمد از فيض اجازه داشته است و در ص 259 همان مجلد الغدير گويد المولى محمد بن الشاه مرتضى بن الشاه محمود الكاشى اخو مولانا محمد محسن الفيض يروى ادامهء عن المترجم « يعنى شيخ بهاء الدين عاملى « شيخ بهاء الدين محمد عاملى متوفى و مدفون در شهر مشهد مقدس رضوى عليه السّلام به سال 1030 ه ق با اين تاريخ تعميه : « بىسروپا گشت شرع و افسر فضل اوفتاد » از شرع « ر » و از فضل « ضل » مىماند كه سال مىشود 1030 » . له بتصريح والده الشاه مرتضى ثانى فى اجازته لولده نور الدين محمد بن المرتضى سنة 1088 به نقل از الذريعة مستدرك الاجازات از اشعار پارسى او : از گفته مصطفى امام است سه چار * از روى چه گوئى كه امام است چهار نشناسى اگر سه چار حق را ناچار * خواهى به عذاب ايزدى گشت دچار - برخيز چه خفته‌اى رفيقان رفتند * غافل چه نشسته‌اى عزيزان رفتند خندان منشين كه جمله ياران عزيز * با سوز دل و ديده گريان رفتند امّا الحق سزاوار بود كه اين عالم جليل القدر لا اقل شعر پارسى نسرايند كه عيوب آن شناخته شود و مانند بسيارى از پارسى زبانان تازىگوى باز هم به تازى شعر مىسرودند . ملّا طاهر كه تمام هم خود را صرف تكفير اين و آن مىكرده‌اند رساله‌اى در تكفير فلاسفه و صوفيه بنام منيه دارند به شرح صاحب طرائق مجلد اول ص 384 « مخاصمت ملا محمد طاهر با فلاسفه از روى جهل » . -